تبلیغات
وبلاگicon

کد گوگل پلاس بسیار کوچک

انجمن تخصصی برای وبمستران

مرجع کد و آموزش برای وبمستران

داستان کوتاه. داستان های مذهبی و قرآنی - روضه‌خوانی آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی وسط کوچه برفی

داستان کوتاه. داستان های مذهبی و قرآنی - روضه‌خوانی آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی وسط کوچه برفی

عنوان عکس
عنوان عنوان

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


روضه‌خوانی آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی وسط کوچه برفی

مرحوم آیت الله العظمی آقای مرعشی نجفی می‌فرمودند: در زمان سابق که قم این قدر بزرگ نبود و وسیله نقلیه نداشت، یک شب مرا به مجلس عقدی دعوت کردند، پس از انجام مراسم عقد که در محله جوب شور بود، تنها به سوی منزل می آمدم در حالی که کوچه ها پر از برف و خلوت بود، ناگاه سر کوچه مردی که مست بود راه را بر من بست و گفت: سید باید یک روضه در این مکان برایم بخوانی! گفتم: روضه را باید روی صندلی خواند اینجا که صندلی نیست یک مرتبه خم شد و گفت: این هم صندلی، بنشین روضه را بخوان و بهانه نیاور!

من ناچار روی پشت او نشسته روضه ای خواندم، سپس گفت: من باید تو را به منزل برسانم، همراه من تا درب منزل آمد آن وقت مرا شناخت پس از آن رفته بود بین خود و خدا توبه کرده و از آن کارهای نامشروع دست کشیده و یک عمر مؤمن و متعبد و متقی شد دائماً در صف اول نماز جماعت حاضر می شد و این از برکت سفینه نجات حضرت سیدالشهدا و وجود محبت اهل بیت (ع) در دل است.1

1. با اقتباس و ویراست از کتاب حیات عارفانه فرزانگان


 آیه:
لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى شوری/23
بر این رسالت مزدی ازشما جز دوست داشتن خویشاوندان، نمی خواهم

 

امام رضا(ع) می فرماید: «محبت ما اهل بیت، کفاره گناهان است و حسنات را چند برابر می کند».

 بحار ، ج 68، ص100